پایان انتظار
پسر عزیزم چند ساعت بیشتر نمونده تا روی ماهت رو ببینم. مامان قربونت بشه که قراره در روز میلاد پیامبر(ص) بدنیا بیای.
دیگه واقعا اسمی که من و بابایی برات انتخاب کردیم بهت میاد جیگــــــــــرم.
الان ساعت 9:45 شب هستش. قراره صبح ساعت 6 بیمارستان باشم. این لحظات آخر یه حس خاصی داره... یه جورایی کند میگذره. آدم هر لحظه چشمش به ساعته...
مامان قربونت بشه که دیگه چیزی نمونده تو چشمای معصومت نگاه کنم و خدا رو بخاطر داشتنت شکر کنم. قربونت بشم کی باشه تو بغلم بچـــــــــــــــــــــــــلونمت....
بابا مهدی هم خیلی منتظر اومدنته.قراره آخر شب مامانی بیاد اینجا تا صبح زود قبل از اذان بریم بیمارستان
.
خداکنه زودی بدتیا بیای و خیلی اذیت نشم. آخه یکم استرس دارم و نگرانم. 
عزیـــــــــــــزم اینجا همـــــــــــــــه منتظره اومدنه تو هستن
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


پایان انتظار
